دلبستگی چهارصد و پنجم

(در نزد رومیان) پاتریا (کشور) به مثابه رسپوبلیکا (جمهوری) باید از نوع خاصی از مهر و عشق، یعنی pietas یا caritas برخوردار باشد، دو واژه‌ای که شاید بتوان آن‌ها را به حرمت و شفقت ترجمه کرد. شهروندان به پاتریای خود عشقی نیک‌خواهانه را بدهکارند، عشقی که خودش را در افعالِ انجام وظیفه یا خدمت و تیمار یا مراقبت بروز می‌دهد. در pietas (حرمت) و caritas (شفقت) حرص و ولعی در کار نیست، همان‌گونه که میلی به تملک انحصاری موضوع عشق یا موضوع میل و اشتیاقمان؛ درست برخلاف آن، باید گفت که آن‌ها تاثراتی بخشنده هستند که از محدوده خانواده درمی‌گذرند تا جمهوری و همه همشهریان را در بربگیرند. برای شهروند فضیلت‌مند، pietas بخشی از وظایفی است که عدالت بر او بار می‌کند؛ این شیوه به خصوصی از رفتار کردن بر اساس عدل و انصاف در قبال کشور خویش است. و این همچنین یک هیجان خاص هم هست، هیجانی که شهروند را برآن می‌دارد تا افعال و خدمت و نیک‌خواهی را نه فقط برای والدین و بستگان خود، بلکه برای جمهوری نیز به انجام برساند.

"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن‌پرستی و ملی‌گرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصراله‌زاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۳۵"

بیت ۴۱۹

که مازندران شاه را یاد باد

همیشه بر و بومش آباد باد

که در بوستانش همیشه گل است

به کوه اندرش لاله و سنبل است

هوا خوشگوار و زمین پر نگار

به گرم و به سردش همیشه بهار

نوازنده بلبل به باغ اندرون

گرازنده آهو به راغ اندرون

همیشه نیاساد از جفت جوی

همه ساله هر جای رنگ است و بوی

گلابست گویی به جویش روان

همی شاد گردد ز بویش روان

دی و بهمن و آذر و فوردین

همیشه پر از لاله بینی زمین

همه ساله خندان لب جویبار

همه ساله باز شکاری به کار

سراسر همه کشور آراسته

ز دیبا و دینار و از خواسته

بتان پرستنده با تاج زر

همه نامداران به زرین‌کمر

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ پادشاهی کیکاوس صدوبیست سال بود (داستان جنگ مازندران/ آغاز داستان)"

دلبستگی چهارصد و چهارم

با وجود اینکه هزینه سیاسی بسیار بالا بوده است، چپ به راست اجازه داده که انحصار زبان وطن‌پرستی را در دست داشته باشد. به لحاظ تاریخی، سوسیالیست‌ها یا افرادی انترناسیونال بوده‌اند یا مدافع همبستگی در درون اتحادیه‌های کارگری یا حزب، یا هردو. به جز چند استثنای درخور ستایش، روشنفکران سوسیالیست کوشش چندانی، یا هیچ کوششی، در جهت ساختن نوعی وطن‌پرستی چپ‌گرایانه که قادر به مواجه با ملی‌گرایی باشد نکرده‌اند. چپ دموکراتیک ناچار است با ملی‌گرایی در زمین خودش بجنگد؛ باید پاسخی برای نیاز به هویت ملی داشته باشد، و در عین حال باید پاسخش با پاسخی که ملی‌گرایی به همین نیاز داده متفاوت باشد؛ چپ دموکراتیک نباید از میدان نبرد بگریزد، و با این حال نباید به صفوف دشمن بپیوندد. وظیفه فکری پیش رو وظیفه آسانی نیست: مستلزم مقدار زیادی تحقیق و پژوهش و مقدار زیادی بحث و فحص جدی است؛ گام نخست برای انجام اینکار می‌تواند معاینه انتقادی سنت وطن‌پرستی باشد.

"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن‌پرستی و ملی‌گرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصراله‌زاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۳۰"

بیت ۴۱۸

پدر چون به فرزند ماند جهان

کند آشکارا بروبر نهان

اگر او بفگند فر و نام پدر

تو بیگانه خوانش، مخوانش پسر

گر او گم کند راه آموزگار

سزد گر جفا بیند از روزگار

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ پادشاهی کیکاوس صدوبیست سال بود (داستان جنگ مازندران)"

دلبستگی چهارصد و سوم

ملتزم بودن به آزادی مشترک مردممان یعنی اگر کشورمان اسیر باشد، بایستی در جهت آزاد کردنش بکوشیم، نه آنکه آن را برای جست‌و‌جوی آزادی در جایی دیگر ترک کنیم، و اگر هم مجبور به ترک موطن خود شدیم، باید به تلاش برای آنکه بتوانیم بازگردیم و در آزادی با سایر هم‌میهنانمان زندگی کنیم ادامه دهیم.

"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن‌پرستی و ملی‌گرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصراله‌زاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۲۳"

بیت ۴۱۷

تو گر دادگر باشی و پاک رای

به‌آیین بپایی به دیگر سرای

وگر آز گیرد سرت را به دام

برآری یکی تیره تیغ از نیام

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ پادشاهی کیقباد صد سال بود"

دلبستگی چهارصد و دوم

خلط کردن وطن‌پرستی و ملی‌گرایی با یکدیگر افزون برآنکه به لحاظ تاریخی غلط است، تاثیرات عملی مهلکی نیز دارد. در صورتی که به نحو شایسته فهم گردد، زبان وطن‌پرستی جمهوری‌خواهانه می‌تواند همچون پادزهری قدرتمند در مقابل ملی‌گرایی عمل کند. همچون زبان ملی‌گرایی، وطن‌پرستی جمهوری‌خواهانه نیز آشکارا ماهیت رتوریک دارد؛ هدف این زبان احیا، تقویت و هدایت هیجانات یک جمهور خاص با یک هویت فرهنگی و تاریخی به خصوص است، نه آنکه معطوف به کسب موافقت، یا رضایت سرد و معقول عاملان عقلانی غیرشخصی باشد. تکاپوی زبان مزبور در جهت تحکیم و تقویت علقه‌هایی مانند عشق به آزادی مشترک یک جمهور است، عشق و مهری که از حیث خاص‌انگارانه بودن مانند عشق، یا تفاخر، به سنت فرهنگی یا سرنوشت مشترک یک جمهور است. دقیقا به این دلیل که وطن‌پرستی جمهوری‌خواهانه با ملی‌گرایی در زمین، یا عرصه واحدی که همان عرصه هیجانات و خاص بودگی است رقابت کرده و به جای محاجه‌های سراسر عقلانی از محاجه‌های رتوریک استفاده می‌کند، حریفی رعب‌انگیز برای ملی‌گرایی است. وطن‌پرستی روی علقه‌های مودت و همبستگی چنان کار می‌کند که گویی، در فرآیندی استحاله‌گون، به دل خواستار تبدیل آن‌ها به نیروهایی است که پشتیبان آزادی‌اند، نه آنکه محرک حذف یا اعمال خشونت و ستیزه‌جویی باشد.

"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن‌پرستی و ملی‌گرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصراله‌زاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۲۲"

بیت ۴۱۶

اگر پیل با پشه کین آورد

همه رخنه در داد و دین آورد

نخواهم به گیتی جز از راستی

که خشم خدای آورد کاستی

تن آسانی از درد و رنج تن است

کجا خاک و آبست گنج من است

سپاهی و شهری مرا یکسرست

همه پادشایی مرا لشکرست

همه در پناه جهاندار بید

خردمند بید و بی آزار بید

هرآنکس که دارد خورید و دهید

سپاسی ز خوردن به من برنهید

هرآنکس کجا بازماند ز خورد

نیابد همی توشه از کارکرد

چراگاهشان بارگاه من است

هرآنکس که آید سپاه من است

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ پادشاهی کیقباد صد سال بود"

بیت ۴۱۵

سرانجام هم جز به بالای خویش

نیابد کسی بهره از جای خویش

بمانیم با آن رشی پنج خاک

سراپای کرباس و جای مغاک

در آزمندیست اندوه و رنج

شدن تنگ دل در سرای سپنج

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ پادشاهی کیقباد صد سال بود"

دلبستگی چهارصد و یکم

تمایز حیاتی در اولویت یا نکته تاکید قرار دارد: برای وطن‌پرستان، ارزش اصلی جمهوری است و آن شیوه آزاد زندگی که جمهوری بدان رخصت می‌دهد؛ برای ملی‌گرایان اما، ارزش‌های اصلی عبارت‌اند از وحدت معنوی و فرهنگی مردم. در نوشته‌های بنیان‌گذاران ملی‌گرایان مدرن، جمهوری یا رد می‌شود یا به عنوان موضوعی که واجد اهمیت ثانوی است تلقی می‌گردد. وطن‌پرستان و ملی‌گرایان نه فقط آرمان‌های متفاوتی را به عنوان موضوعات درخور مهر و عشق ما توصیه کرده‌اند («جمهوری» در مورد وطن‌پرستان، و «ملت» به عنوان وحدتی فرهنگی و معنوی در مورد ملی‌گرایان)، بلکه به جد کوشیده‌اند انواع متفاوتی از مهر و عشق را نیز به ما تزریق یا در ما تقویت کنند. عشقی رئوف و بخشنده در مورد وطن‌پرستی و نوعی وفاداری نامشروط یا نوعی دلبستگی انحصاری و تمام و کمال در مورد ملی‌گرایان.

"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن‌پرستی و ملی‌گرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصراله‌زاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۱۴"

بیت ۴۱۴

رستم در جست و جوی اسبی است که توان تحمل وزن و زورش را داشته باشد اما هر اسبی که می‌آزماید در تحمل وزن او ناتوان است. نهایتا اسبی رنگارنگ و سرخ و زعفرانی را پیدا می‌کند که نامش رخش است، پس از قبولی رخش در آزمون رستم، از چوپان آن گله می‌پرسد که قیمت رخش چقدر است و چوپان که رستم را شناخته است می‌گوید:

چنین پاسخ داد که گر رستمی

برو راست کن روی ایران زمی

مرین را بروبوم ایران بهاست

برین بر تو خواهی جهان کرد راست

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر آگاهی یافتن افراسیاب از مرگ زوطهماسپ"

بیت ۴۱۳

ز مادر همه مرگ را زاده‌ایم

بر آنیم و گردن ورا داده‌ایم

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر پادشاهی افراسیاب اندر ایران زمین"

دلبستگی چهارصدم

شب به شب خدا گزارشی درباره گرسنگی، ترس از اعزام به بازداشتگاه‌ها و ضرب و شتم نگهبان‌ها دریافت می‌کند، و در پایان دامنه سخن به اینجا کشیده می‌‌شود که امکان ندارد این ستمکاری‌ها با تایید خداوند رخ دهد، و چه به جا خواهد بود اگر او با رحمت خود هرچه سریع‌تر در اینباره چاره‌ای بیندیشد که وقت سخت تنگ است، و چه خوب می‌شد اگر نشانه‌ای نازل می‌شد تا معلوم شود که خداوند این پیام را دریافت کرده است.

"یعقوب کذاب/ یورک بکر/ترجمه: علی‌اصغر حداد/ نشر ماهی/چاپ دوم زمستان ۱۳۸۴/ صص ۷۹"

بیت ۴۱۲

ابا دانشی مرد بسیار هوش

همه چادر آزمندی بپوش

که تخت و کله چون تو بسیار دید

چنین داستان چند خواهی شنید

رسیدی به جایی که بشتافتی

سرآمد کزو آرزو یافتی

چه خواهی از این تیره خاک نژند

که هم بازگرداندت مستمند

اگر چرخ گردان کشد زین تو

سرانجام خشتست بالین تو

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر داستان شماساس"

دلبستگی سیصد و نود و نهم

پیام از باقروف و ماسلنیوکف به بریا در مورد تسلیح نهضت خودمختار در آذربایجان ایران، ۲۱ اکتبر ۱۹۴۵/ ۲۹ مهر ۱۳۲۴

فوق محرمانه

به کمیسر خلق در امور داخلی، مارشال اتحاد شوروی، رفیق ل. بریا.

در اجرای فرمان ۸ اکتبر ۱۹۴۵ کمیته مرکزی حزب کمونیست در خصوص مساله آذربایجان ایران و شمال کردستان، اقدامات زیر را به عمل آورده‌ایم:

بیست و یک عامل مجرب ان.کا.و.د و ان.کا.گ.ب که می‌تواند برای امحای افراد و سازمان‌هایی که در توسعه نهضت خودمختار در آذربایجان ایران، اخلال می‌کنند-(ژاندارمری، پلیس، افسران ارتش ایران و امثالهم)- از جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان انتخاب شده‌اند. تمامی این رفقا باید از میان افراد بومی واحدهای پارتیزان مسلح تشکیل دهند.

برای کمک به این عوامل ۷۵ چریک از میان کارگران و فعالان کلخوزها انتخاب شده‌اند که سوابق طولانی همکاری با نهادهای ان.کا.و.د و ان.کا.گ.ب دارند و در اجرای ماموریت‌های خارجی رزمی، امتحان پس داده‌اند.

عوامل و چریک‌ها در اولویت نخست به صورت گروه‌هایی به شهرهای تبریز، اردبیل، میانه، رضاییه و مراغه اعزام خواهند شد؛ سپس به دیگر حوزه‌ها اعزام خواهند شد.

برای مخفی نگه‌داشتن این امر، پرسنل عملیاتی به عنوان معاونان فرماندهان نظامی در شهرهای (اشغالی) آذربایجان ایران اعزام خواهند شد و چریک‌ها نیز به عنوان سرباز در دفاتر همان فرماندهان.

عوامل انتخاب شده پیش از اعزام به محل‌های خدمت، در شهر باکو آموزش سیاسی، نظامی و خاصی خواهند دید.

از شما اجازه می‌خواهیم که این کارمندان ان.کا.و.د و ان.کا.گ.ب را که مشخص شده‌اند برای اقدامات برنامه‌ریزی شده اعزام دارند (فهرستی پیوست می‌باشد.)

با توجه به ضرورت حضور درازمدت ۹۶ عامل و چریک در آذربایجان ایران خواستار آن هستیم که برای هزینه ماهیانه آن‌ها ۱۰۰,۰۰۰ ریال معین گردد.

(ژنرال فرمانده ناحیه نظامی باکو دی.دی ماسلنیکوف)

صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان م.ج. باقروف.

شماره ۲۷۳، اکتبر ۱۹۴۵، شهر باکو

"فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان:‌ مجموعه‌ای از اسناد شوروی/ کاوه بیات/ انتشارات شیرازه کتاب ما/چاپ اول مهر ۱۴۰۰/ صص ۵۵ تا ۵۸"

بیت ۴۱۱

اگر با تو گردون نشیند به راز

هم از گردش او نیابی جواز

همو تاج و تخت و بلندی دهد

همو تیرگی و نژندی دهد

به دشمن همی ماند و هم به دوست

گهی مغز یابی از او گاه پوست

سرت گر بساید به ابر سیاه

سرانجام خاک است از او جایگاه

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر آمدن افراسیاب به ایران‌زمین به جنگ نوذر"

دلبستگی سیصد و نود و هشتم

از زبان «وطن‌پرستی» برای تقویت یا برانگیختن عشق به نهادهای سیاسی و شیوه زندگی استفاده شده که پشتیبان آزادی مشترک یک جمهور هستند، عشقی که همان عشق به جمهوری است. از طرف دیگر، زبان «ملی‌گرایی» برای دفاع از، یا تحکیمِ، وحدت و همگونی فرهنگی، زبانی و قومی یک جمهور ساخته شد. دشمنان «وطن‌پرستی جمهوری‌خواهانه» خودکامگی، استبداد، ظلم و سرکوب و فساد هستند، در حالی که دشمنان «ملی‌گرایی» آلایش فرهنگی، گونه‌گونی و ناهمگونی، عدم خلوص نژادی و پراکندگی اجتماعی، سیاسی و فکری‌اند. برای وطن‌پرستان، ارزش اصلی جمهوری است و آن شیوه آزاد زندگی که جمهوری بدان رخصت می‌دهد؛ برای ملی‌گرایان اما، ارزش‌های اصلی عبارتند از وحدت معنوی و فرهنگی مردم.

"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن‌پرستی و ملی‌گرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصراله‌زاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۱۳"

بیت ۴۱۰

بپرورد و ز مرگمان چاره نیست

زمین را جزاز گور گهواره نیست

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر آمدن افراسیاب به ایران‌زمین به جنگ نوذر"

دلبستگی سیصد و نود و هفتم

با آمیزش کلیسا (دین) با دولت یابوگونه‌ای تولید می‌شود که فقط قدرت تخریب دارد و زایندگی در کارش نیست و طبق قانون به آن کلیسای رسمی می‌گویند. عجیب‌تر اینکه از بدو تولد خود این موجودِ سترون از هر مادری که زاده شده باشد، یا هر موجودی آن را حامله شده باشد، فرق نمی‌کند؛ این فرزند جز لگد زدن و خراب کردن کاری بلد نیست.

"حقوق انسان/ توماس پین/ ترجمه: رامین مستقیم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۹۰"

بیت ۴۰۹

بهرکار هنگام جستن نکوست

زدن رای با مرد هشیار و دوست

چو کاهل شود مرد هنگام کار

از آن پس نیابد چنان روزگار

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر آمدن افراسیاب به ایران‌زمین به جنگ نوذر"

دلبستگی سیصد و نود و ششم

قانون اساسی فقط یک اسم نیست، بلکه واقعیت است. یک آرمان نیست، بلکه موجودی واقعی است؛ هرجا که نتواند به شکل مرئی ایجاد شود، پس در آنجا وجود خارجی ندارد. قانون اساسی بر حکومت مقدم است، و حکومت فقط مخلوق قانون اساسی است. قانون اساسی هر کشوری قانون (ساخته) آن حکومت نیست بلکه این مردم آن کشور هستند که قانون اساسی آن کشور را به وجود می‌آورند.

"حقوق انسان/ توماس پین/ ترجمه: رامین مستقیم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۶۴"

بیت ۴۰۸

منوچهر از ایران اگر کم شده است

سپه را سپر سام نیرم شده است

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر آگاهی یافتن پشنگ از مرگ منوچهر"