دلبستگی سیصد و نود و پنجم

چنین برداشت شده است که پیشرفت چشمگیری به سمت اصول آزادی انجام شده تا مثلا بگوییم حکومت قراردادی بین حکومت کنندگان و حکومت شوندگان است؛ اما این نمی‌تواند درست باشد، زیرا معلول را قبل از علت قرار می‌دهد؛ انسان پیش از حکومت‌ها وجود داشت، بنابراین ضرورتا زمانی وجود داشت که در آغاز آن هیچ حاکمی نبود تا چنین قراردادی با حکومت شوندگان ببندد. واقعیت این است که باید افراد خودشان، هر کدام با حق شخصی بی چون و چرا با یکدیگر وارد قرادادی شوند تا حکومتی تاسیس کنند؛ و این تنها شیوه‌ای است که حکومت‌ها حق ایجاد شدن دارند؛ تنها براساس این اصل حق وجود دارند.

"حقوق انسان/ توماس پین/ ترجمه: رامین مستقیم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۶۳"

بیت ۴۰۷

سرای سپنجی برینسان بود

خرد یافته زو هراسان بود

یکی اندر آید دگر بگذرد

گذر نی که چرخش همی بسپرد

به تنگی دل و غم نگردد دگر

برین نیست پیکار با دادگر

شاهنامه

دلبستگی سیصد و نود و چهارم

انسان به جامعه نپیوست تا وضعیت بدتری نسبت به قبل از پیوستن داشته باشد، بلکه به جامعه پیوست تا حقوق بیشتری به دست آورد. حقوق طبیعی او اساس همه حقوق مدنی اوست.

"حقوق انسان/ توماس پین/ ترجمه: رامین مستقیم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۶۰"

بیت ۴۰۶

ازویست نیک و بد و هست و نیست

همه بندگانیم و ایزد یکیست

هر آن چیز کو خواست اندر بوش

برآنست چرخ روان را روش

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر نامه فرستادن سام نریمان به نزدیک شاه منوچهر"

دلبستگی سیصد و نود و سوم

فرمان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به میر جعفر باقروف صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان در مورد «اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمالی ایران»، ۶ ژوئیه ۱۹۴۵/۱۵ تیر ۱۳۲۴

فوق محرمانه

به رفیق باقروف

اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمال ایران:

شروع اقدامات تدارکاتی در جهت تشکیل یک استان خودمختار ملی آذربایجان با اختیارات گسترده در چارچوب دولت ایران توصیه می‌شود.

یک حزب دموکراتیک در آذربایجان جنوبی به نام «فرقه دموکرات آذربایجان» با هدف رهبری جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان تاسیس کنید.

تاسیس حزب دموکرات آذربایجان جنوبی باید با یک تجدید سازمان توامان بخش آذربایجانی حزب توده ایران و جذب هواداران جنبش جدایی‌طلب از تمام اقشار مردم بدان صورت گیرد.

در میان کردهای ساکن شمال ایران برای جذب آن‌ها در یک جنبش جدایی‌طلب که یک ناحیه خودمختار ملی کرد را تشکیل دهد، اقدامات مناسب صورت دهید.

یک گروه از فعالان مسئول را در تبریز که به هماهنگی فعالیت‌هایشان با سرکنسولگری اتحاد جماهیر شوروی در تبریز موطف باشند، برای هدایت جنبش جدایی‌طلب تشکیل دهید. سرپرستی کلی این گروه به باقروف و یعقوبف واگذار می‌شود.

تهیه و تدارکات اقدامات اولیه برای برگزاری انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران، با هدف تضمین انتخاب هواداران جنبش جدایی‌طلب براساس شعارهای ذیل به کمیته مرکزی (باقروف و ابراهیموف) حزب کمونیست آذربایجان سپرده شود.

الف) واگذاری زمین از اراضی خالصه و املاک بزرگ اربابی به دهقانان و اعطای اعتبارهای درازمدت مالی به دهقانان.

ب) از میان بردن بیکاری از طریق اعاده و توسعه کار در موسسات و همچنین برنامه‌های احداث راه و دیگر طرح‌های فوائد عامه.

ت) بهبود بهداشت عمومی.

ث) اختصاص حداقل ۵۰٪ از مالیات‌های دولتی با حوایج محلی.

ج) حقوق برابر برای اقلیت‌های ملی و عشایر: افتتاح مدارس و انتشار کتب و روزنامه به زبان‌های آذربایجانی، کردی، ارمنی و آسوری: سیر مراحل دادرسی و مکاتبات رسمی در نهادهای محلی به زبان‌های بومی؛ تاسیس نظام اداری محلی- از جمله ژاندارمری و پلیس با استفاده از عناصر ملی محلی: تشکیل انجمن‌های منطقه‌ای و شهری و نهادهای خودگردان محلی.

چ) بهبود اساسی در روابط ایران و شوروی.

۶. تاسیس گروه‌های رزمی مسلح به سلاح‌های ساخت خارج جهت حوایج دفاعی اهالی هوادار شوروی و فعالین تشکیلات دموکراتیک و حزبی جنبش جدایی‌طلب.

اعمال این مورد به رفیق نیکولای بولگانین همراه با باقروف احاله شود.

۷. یک انجمن برای مناسبات فرهنگی میان ایران و جمهوری شوروی آذربایجان با هدف تقویت اقدامات فرهنگی و تبلیغاتی در آذربایجان جنوبی تاسیس کنید.

۸. برای جذب توده‌ها به جنبش جدایی‌طلب تاسیس یک «انجمن دوستان آذربایجان شوروی» را در تبریز با شعباتی در تمام مناطق آذربایجان جنوبی و گیلان لازم می‌دانیم.

۹. تدارک انتشار یک نشریه مصور در باکو برای توزیع در ایران و همچنین سه نشریه جدید در آذربایجان حنوبی به کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی محول گردد.

۱۰. از [بنگاه انتشارات دولتی] (یودین) خواسته شود تا سه دستگاه چاپ مسطح برای بهره‌برداری کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی جهت فراهم آوردن امکانات چاپی برای فرقه دموکرات آذربایجان جنوبی، ارائه کند.

۱۱. نارکوم ونشتورگ [کمیساریای خلق برای تجارت خارجی] (رفیق آناستاز میکویان) به تامین کاغذ خوب جهت چاپ نشریه مصور در باکو و همچنین سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی ح با حداقل تیراژ ۳۰,۰۰۰ نسخه- متعهد گردد.

۱۲. به کمیساریای خلق برای امور داخلی جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که تحت نظارت رفیق باقروف برای تردد افرادی که جهت به‌اجرا درآوردن این افدامات باید به ایران اعزام شوند، مجوز لازم صادر شود.

۱۳. برای تامین مالی نهضت جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و همچنین [تدارک شرکت] در انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران، یک صندوق ویژه به اعتبار یک میلیون روبل ارز خارجی -برای تبدیل به تومان- در کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تاسیس شود.

۶ ژوئیه ۱۹۴۵

دفتر سیاسی حرب کمونیست اتحاد شوروی

"فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان:‌ مجموعه‌ای از اسناد شوروی/ کاوه بیات/ انتشارات شیرازه کتاب ما/چاپ اول مهر ۱۴۰۰/ صص ۵۵ تا ۵۸"

بیت ۴۰۵

بیاموز و بشنو ز هر دانشی

بیابی ز هر دانشی رامشی

ز خورد و ز بخشش میاسای هیچ

همه دانش و داد دادن بسیچ

گفتار اندر خواب دیدن سام نریمان

دلبستگی سیصد و نود و دوم

مردم از حکومت‌هایی که تحت لوای آن‌ها زندگی می‌کنند، مجازات را می‌آموزند، و با تکرار همان مجازات که به آن خو گرفته‌اند انتقام می‌گیرند. سرهای بریده‌ای که سال‌ها روی گُل میخ‌های تمپل‌بار (محلی در لندن) نصب بودند، از سرهایی که در پاریس توسط مردم گردانیده شدند، کمتر خوف‌انگیز نبودند و آن سرها را حکومت انگلستان بریده بود. ممکن است گفته شود که پس از آنکه انسانی مرده، دیگر سر بریده‌اش برای زندگان چه اهمیت دارد، این سرها یا احساسات مردم را جریحه‌دار می‌کند و شکنجه‌شان می‌دهد و یا بر سنگ‌دلی آن‌ها می‌افزاید، در هر دو حالت به آن‌ها یاد می‌دهد که اگر قدرت به دست آن‌ها رسید چگونه حاکمان را مجازات کنند.

حکومت‌ها برای مرعوب کردن فقیرترین و دون‌پایه‌ترین اقشار، حکومتِ رعب را اجرا می‌کنند و بر روان فقیرترین اقشار بدخیم‌ترین اثر را به جا می‌گذارند. فقیرترین آدم‌ها حس می‌کنند که هدف رعب آن‌ها هستند؛ و آن‌ها نیز به نوبه خود نمونه‌های رعبی را که خود تعلیم دیده‌اند، روزی به کار می‌بندند.

"حقوق انسان/ توماس پین/ ترجمه: رامین مستقیم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۴۴ و ۴۵"

بیت ۴۰۴

جهانا سراسر فسوسی و باد

به تو نیست مرد خردمند شاد

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر نامه نوشتن منوچهر بنزدیک شاه آفریدون"

دلبستگی سیصد و نود و یکم

هرگز هیچ پارلمانی یا جمع بشری و نسلی از انسان‌ها، در هیچ کشوری صاحب این حق نیست که آیندگان را تا ابد متعهد و منقاد کند یا حکم کند که جهان در آینده چگونه حکومت شود، یا چه کسی حاکم باشد؛ بنابراین تمامی این صغراوکبراچیدن‌ها، مواد قانونی و بیانیه‌ها که با استناد به آن‌ها برای آیندگان تصمیم گرفته می‌شود، کان‌لم یکن هستند و هیچ کس یا کسانی چنین حقی ندارند و نمی‌توانند داشته باشند، یا توان به اجرا درآوردن آن را ندارند. هر عصری و هر نسلی باید همانند نسل‌ها و اعصار پیشین حق داشته باشد آزادانه عمل کند. خودبینی، عُجب و نخوت از ورای گور مضحک‌ترین و وقیحانه‌ترین استعدادهاست. هیچ انسانی در تملک انسان دیگر نیست؛ هیچ نسلی هم مالک نسل‌های پس از خود نیست. پارلمان یا مردم در ۱۶۸۸، یا هر دوره دیگری، هیچ حقی برای تحمیل خود بر نسل امروز نداشته‌اند، یا حق ندارند به هر نحوی از انحا، مردم را متعهد و منقاد سازند، همانطور که پارلمان امروز یا مردم روزگار ما حق ندارند آیندگانی را که صدسال یا هزارسال پس از این می‌آیند متعهد و منقاد خود سازند. هر نسلی برای تمامی مناسبت‌ها شایستگی دارد تا تصمیمات مقتضی بگیرد. نیازهای زندگان و نه مردگان باید لحاظ شود. وقتی انسان دیگر حیات ندارد قدرت و نیازهای او هم می‌میرند؛ دیگر هیچ نقش و مشارکتی در امور دنیوی ندارد؛ مرده، در هدایت حاکمان بعد یا چگونگی سازمان‌دهی حکومت آتی و نحوه‌ی اداره‌ی کشور هیچ اقتداری ندارد.

"حقوق انسان/ توماس پین/ ترجمه: رامین مستقیم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۲۱"

بیت ۴۰۳

نگر تا سخنگوی دهقان چه گفت

که راز دل از دیدگان درنهفت:

مرا و ترا بندگی پیشه باد

ابا پیشه‌مان نیز اندیشه باد

به نیک و به بد هر چه شاید بدن

بباید همی داستان‌ها زدن

"شاهنامه (تصحیح خالقی مطلق)/ گفتار اندر آمدن سلم و تور به جنگ آفریدون"