دلبستگی سیصد و هشتادم

مگر نمی‌‌شود آدم سال‌های بعد را به یاد بیاورد و برای خودش گریه کند؟

 

"سال بلوا/ عباس معروفی/انتشارات ققنوس/ سال ۱۳۸۸/ ص ۱۸۹"

دلبستگی سیصد و هفتاد و نهم

صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم: دوست دارم ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود. آدم ها حسودند، زمانه بخیل است و دنیا عاشق کش است!

 

"سال بلوا/ عباس معروفی/انتشارات ققنوس/ سال ۱۳۸۸/ ص ۲۰۵"