سرای سپنجی برینسان بود

خرد یافته زو هراسان بود

یکی اندر آید دگر بگذرد

گذر نی که چرخش همی بسپرد

به تنگی دل و غم نگردد دگر

برین نیست پیکار با دادگر

شاهنامه