دلبستگی چهارصد و چهارم
با وجود اینکه هزینه سیاسی بسیار بالا بوده است، چپ به راست اجازه داده که انحصار زبان وطنپرستی را در دست داشته باشد. به لحاظ تاریخی، سوسیالیستها یا افرادی انترناسیونال بودهاند یا مدافع همبستگی در درون اتحادیههای کارگری یا حزب، یا هردو. به جز چند استثنای درخور ستایش، روشنفکران سوسیالیست کوشش چندانی، یا هیچ کوششی، در جهت ساختن نوعی وطنپرستی چپگرایانه که قادر به مواجه با ملیگرایی باشد نکردهاند. چپ دموکراتیک ناچار است با ملیگرایی در زمین خودش بجنگد؛ باید پاسخی برای نیاز به هویت ملی داشته باشد، و در عین حال باید پاسخش با پاسخی که ملیگرایی به همین نیاز داده متفاوت باشد؛ چپ دموکراتیک نباید از میدان نبرد بگریزد، و با این حال نباید به صفوف دشمن بپیوندد. وظیفه فکری پیش رو وظیفه آسانی نیست: مستلزم مقدار زیادی تحقیق و پژوهش و مقدار زیادی بحث و فحص جدی است؛ گام نخست برای انجام اینکار میتواند معاینه انتقادی سنت وطنپرستی باشد.
"برای عشق به میهن: جستاری در باب وطنپرستی و ملیگرایی/ مائوریتسیو ویرولی/ ترجمه: مهدی نصرالهزاده/ انتشارات بیدگل/چاپ دوم ۱۴۰۰/ صفحه ۳۰"