دلبستگی سیصد و شصت و سوم
مُرد دیگر، آدمها میمیرند، سکته میکنند یا زیر ماشین میروند، گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخرهای پرتشان میکند پایین. اینها البته مهم است، ولی مهمتر همان نبودن آن هاست ، این که آدم بیدار شود و ببیند که نیستش، کنار تو خالی است. بعد دیگر جایشان خالی میماند ، روی بالش، حتی روی صندلی که آدم بعد از مردنشان خریده است. آن وقت است که آدم حسابی گریهاش میگیرد، بیشتر برای خودش که چرا باید این چیزها را تحمل کند.
"آینههای دردار / هوشنگ گلشیری/ انتشارات نیلوفر/ چاپ دوم ۱۳۷۲/ صفحه ۶۵"
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 22:42 توسط محمد
|