دلبستگی سیصد و سی و ششم
شکسپیر میگوید آنکه موسیقی را دوست ندارد شایسته اعتماد نیست و به هر پلشتی، حتی جنایت و خیانت، تواناست. پس طبیعتاً مستبدان، هرقدر هم مصرّانه وانمود کنند عاشق موسیقیاند، از آن نفرت دارند. گرچه از شعر بیشتر بدشان میآید. آرزو میکرد کاش در آن جلسهی شعرخوانیِ شاعران لنینگراد حاضر بود، در لحظهای که آخماتوا روی صحنه رفت و همهی حاضران ناخودآگاه برای تشویقش از جا بلند شدند. این حرکت خشم استالین را برانگیخت. با خشمی آتشین پرسید:"چه کسی از جا بلند شدن حاضران را سازماندهی کرده؟" اما مستبدان از تئاتر حتی بیش از شعر نفرت داشتند. شکسپیر آیینهای در برابر طبیعت میگرفت و کیست که تحمل دیدن بازتاب خود را داشته باشد.
"هیاهوی زمان/ جولین بارنز/ ترجمه سپاس ریوندی/ نشر ماهی/ چاپ اول تابستان ۱۳۹۵/ ص ۹۹"
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۵ ساعت 11:28 توسط محمد
|