به ذهنش گفت همه چیز دقیقاً از صبح روز بییست و هشتم ژانویه‌ی ۱۹۳۶ در ایستگاه راه‌آهن آرخانگلسک شروع شد. ذهنش جواب داد نه، هیچ چیز اینطوری در یک زمان مشخص و یک مکان مشخص شروع نمی‌شود. همه چیز از مکان‌های متعدد و زمان‌های متعدد آغاز می‌شود، زمان‌هایی بعضاً پیش از تولد تو، و مکان‌هایی گاه حتی در کشورهای بیگانه و گاه دهن آدم‌های دیگر.

 و از آن به بعد هم هر اتفاقی که بیفتد به همان طریق ادامه خواهد یافت، در مکان‌های دیگر و در ذهن آدم‌های دیگر.

 


 "هیاهوی زمان/ جولین بارنز/ ترجمه سپاس ریوندی/ نشر ماهی/ چاپ اول تابستان ۱۳۹۵/ ص ۲۳"