و سکوت ، خاموشی ِ ژرف ِ پندارهاست

و سکوت ، 

محبتی ست به‌ تلخی گرائیده ..

و سکوت ، 

آشفتگی ِ عظیمی ست که در آن

روان ِ آدمی ،

شکنجه ای پرشکوه می‌یابد

و از آن 

با صُوَری چنان شکوهمند باز می‌آید

که هرگز در واقعیت ِ جهان ِ پیرامون ، 

شکوهی چنان باز نمی‌توان یافت...

سکوت 

زبان ِ خدایانی ست 

که اندیشه ی یکدیگر را 

بی آنکه سخنی بگویند در می‌یابند..

و سکوت ، شکست است ..

و سکوت ، 

همه ی آن کسانی ست که به‌ ناحق راه ِ تبعیدگاه‌ها در پیش گرفته اند ..

و سکوت ، 

انسانی ست که دستانش ، 

در آستانه ی مرگ

دست ِ ترا می‌فشرد...

 

 

«ادگار لی ماسترز »

ترجمه:حسن فیاد