بیتوته کوتاهی است جهان

در فاصله گناه و دوزخ

خورشید همچون دشنامی برمی آید

و روز شرمساری جبران ناپذیری است

آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی

درخت جهل معصیت بار نیاکان است

و نسیم وسوسه ای ست نابکار

مهتاب پاییزی کفری است که جهان را می آلاید

چیزی بگوی

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی

 

شاملو