دلبستگی سیصد و هشتم
احساس اشمئزاز از تماس با حیوانات، در ترسِ شناخته شدن از طرف آن ها نهفته است. وحشتی که در ژرفای وجودِ آدمی نهفته است، ریشه در این آگاهی مبهم دارد که چیزی چنان نزدیک با حیوانات در او هست که ممکن است حیوان آن را شناسایی کند. ریشه هر اشمئزاز در اشمئزازِ حاصل از تماس بدنی است. حتی تلاش برای غلبه بر این احساس، با واکنشی شدید به هدف خود نائل می شود: چیز مشمئز کننده را با هیجان در بر می گیرند، آن را می بلعند، می خورند؛ اما همچنان ظریف ترین تماسِ پوستیْ تابو باقی می ماند. تنها به این طریق با ناسازه ی اصول اخلاقی برخورد می شود، روشی که در آن واحد هم مستلزم غلبه بر احساسِ اشمئزاز است، و هم مستلزم این که به ظریف ترین شکل ممکن به دست گرفته شود. آدمی اجازه ندارد ارتباطِ بهیمیِ خود با حیوانات را انکار کند: ارتباطی که یادآوری آن حالش را به هم می زند: او موظف است خود را اشرف مخلوقات بداند.
"خیابان یک طرفه/ والتر بنیامین/ ترجمه حمیده فرازنده/ نشر مرکز/ چاپ اول ۱۳۸۰/ ص ۱۱"