من به قدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم

در بیچارگی خود سرگردانم و روز به روز در زیانم؛

چون منی چون بود؟ چنانم!

و از نگریستن در تاریکی به فغانم

که خود بر هیچ چیز هستی ندانم!

چشم بر روزی دارم که تو مانی و من نمانم.

چون من کیست؟

اگر آن روز ببینم، ور ببینم به جان فدای آنم.

حسین منصور_قدس الله روحه_ گفت:

هفتاد سال آتش "نار الله الموقده"(۱) در باطن ما زدند

تا آن را سوخته کردند.

اکنون قدّاح(۲) وقت اناالحق شرری بیرون داد، در آن سوخته افتاد

و همه در گرفت و سُخته(۳) را شرری بس.

معاشر المسلمین(۴) کجاست دلی سوخته "نارالله الموقده"

تا در وقت سحر از زِناد(۵) "ینزل الله"(۶) آتشی در وی افتد،

گویند: این سوخته آتش محبت است؟

و زبان حال محبت می گوید:

 

بر آتش جان همی عود کنم

جان بنده تو، نه من همی جود کنم

 

چون پاک بسوخت عشق تو جان رهی

صد جان دگر به حیله موجود کنم

 

 

۱. سوره همزه/ آیه ۶

آتش فروزان و خرد كننده خداست.

۲. آتش زنه

۳. چیزی که از چماق بر آن آتش گیرند.

۴. ای جماعت مسلمانان

۵. چخماق، آتش زنه

۶. خدا نازل می کند.

 

 

"چنین گفت پیر هرات/ توفیق سبحانی"