دلبستگی دویست و دوم
مسیح خوار و زبون نبود
برخی می گویند که مسیح ناصری زبون و فرومایه بود و عده ای نیز می گویند که او مردی درستکار و عادل بود، اما معتقدند که ناتوان بود و در برابر قدرتمندان و ستمگران بسیار درمانده و سرگردان می شود و در برابر سلطه جویان همچون بره ای در مقابل درندگان بود.
اما من می گویم: مسیح بر همه مردم برتری داشت. او قدرت خویش را شناخت و آن را بر فراز تپه های الجلیل و شهرهای یهودیان و فینیقیان آشکار ساخت.
کدام انسان درمانده و عاجزی می گوید:"من زندگی هستم من راه حق و حقیقتم؟"
و کدام انسان پست و فرومایه به خود جرئت می دهد که بگوید:"من در خدا_پدر و خدا_پدر در من متجلی است." و کدام شخص است که از قدرت خویش آگاه نباشد و بگوید:" هر که زندگی این دنیا را باور ندارد به زندگی جاوید نیز ایمان نخواهد داشت."
و کیست که به فردا ایمان نداشته باشد و بتواند آن گونه فریاد برآورد که:"جهان شما به زودی نابود خواهد شد و به تلی از خاکستر تبدیل خواهد گردید و باد آن را پراکنده می کند، پیش از آنکه حتی یکی از کلمات من از بین برود!؟"
آیا می توان در نیروی او شک کرد ، زمانی که به کسانی که زن بدکاره ای را به نزد او بردند تا او را بیازمایند، فریاد زد:"هرکس که در میان شما بی گناه است، او را با سنگ بزند!؟"
آیا می توان گفت که او از زورمندان و قدرتمندان می ترسید، در حالی که صرافان را از میدان معبد بیرون راند با اینکه آن ها از کاهنان بودند؟!
و آیا او شکسته بال بود، در حالی که فریاد برآورد:"قلمرو حکومت من بسیار فراتر از ممالک زمین شماست؟!"
آیا می توان ادعا کرد که او پشت کلمات پنهان می شد، حال آنکه بارها اعلام کرد:"این معبد را ویران کنید تا من ظرف سه روز بنای آن را تجدید کنم؟!" آیا انسان ترسو می تواند در برابر زورمداران دستش را تکان دهد و آنان را دروغگو، پست، ناپاک و پلید خطاب کند؟!"
کسی که به خود جرئت داد تا بزرگان یهود چنین سخن بگوید، نمی تواند، خوار و فروافتاده و حقیر باشد. بلکه حقیقت این است که عقاب آشیانه خود را بر درخت بید لرزان نمی سازد و شیر شجاع کُنام خود را در میان بوته ها جستجو نمی کند.
از گفته های این بزدلان که مسیح را زبون و فرومایه می خوانند، تا پستی و حقارت خود را توجیه کنند، خسته شده ام، چنانکه خون در رگهایم به جوش می آید، بخصوص زمانی که می شنوم مردم فرودست و پایمال شدگان می خواهند استاد را در ردیف خود قرار دهند تا تسلا یابند.
بله، دلم از امثال آنان بیزار شده و به تنگ آمده است، اما باز هم از صیادی قدرتمند و روحی استوار همچون کوه که واژه تسلیم را نمی شناسند، سخن می گویم.
"مسیح فرزند انسان/جبران خلیل جبران/سیمین پناهی فرد/انتشارات آسو/چاپ اول ۱۳۹۴/صص۷۹و۸۹"