آنچه در آموزه های دینی به آن تاکید شده است، لزوم گسستن از جامعه جاهلی و تلاش برای پیوستن به جامعه ای متکامل و شرایطی تعالی بخش است. اصولاً فلسفه هجرت در قرآن و سنت پیامبر گویای آن است که انسان در هرجا و هر جامعه ای به طبیعت فطری و کمال باطنی خویش دست نمی یابد. بنابراین، وظیفه یکایک افرادِ خواهان تکامل این است که از جامعه ای که در آن ظلم، زشتی، انسان پرستی و... رواج دارد روی گردانند و به جمعی که شرایط و زمینه یکتاپرست شدن و ماندن در آن بیشتر است، بپیوندند.

 

 مطابق آیات قرآن هیچ فردی در یک وضعیت اجتماعی ظالمانه که روابط سیاسی، اقتصادی و اخلاقی آن بر مبنای ستم به حقوق عمومی استوار شده است، حق مسامحه و غفلت ندارد و نمی تواند به بهانه استضعاف در آن جامعه حل شود. (۱) همین مضمون در بیان امام صادق در تفسیر آیه "يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ" (۲) چنین نقل شده است: "خانه و سرزمینی که در آن معصیت خداوند می شود، جای ماندن نیست." (۳)

 

 قرآن کریم در آیاتی "مهاجرت" را عامل مهم برخورداری ستمدیدگان از مواهب دنیا یاد می کند (۴) و در آیاتی دیگر با نپذیرفتن این عذر که "اینجا وطن من است" و هرگونه سختی را تحمل می کنند و به خاطر پیوندهای عاطفی، سنت های اجتماعی و یا نزدیک بینی سیاسی و ضعف و زبونی روانی، ننگِ ماندن را در جایی که ایمان و حقیقت به بند کشیده شده، پذیرفته اند، هشدار می دهد که چرا ظلم بر خویشتن! (۵) سرزمینِ خدا فراخناک است و آدمیان بسیار. به سرزمینی دیگر بشتاب.

 

۱ـ ر.ک: نسا_۱۰۰

۲ـ عنکبوت_۵۶

۳ـ طبرسی،مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۲۹۱

۴ـ آل عمران:۱۹۵ ؛نحل:۴۱

۵ـ نسا:۹۷

"تاریخ تحلیلی صدر اسلام/ دکتر محمد نصیری/ویراست دوم/ دفتر نشر معارف اسلامی/چاپ سی و نهم/ صص ۱۲۱ و ۱۲۲"